ميرزا محمد على وفا زواره اى
60
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
نورى 19 هو برهان العلماء و سلطان الحكماء ، افلاطون الزّمان ، ارسطاطاليس الدوران ، على بن سليمان الطبرى النّورى ، اعلم علماى ربانى « 1 » و اعرف عرفاى سبحانى است . تجليّات انوار ضميرش ، مشرق اشراق است ، و خورشيد خاطرش ، نوربخش انفس و آفاق . نخستين حكيمى است كه عقايد شرعيّه را با قواعد حكميّه تطبيق داده ، و ابواب كنوز معارف حقيقت را به مفاتيح شريعت گشاده است . اكابر موحّدين دهرش ، گوشهگير مجلس افادت شد ، و اعاظم متألّهين عصرش ، خوشهچين خرمن افاضت . بالجمله ، جلالت قدر و علوّ رتبت و سموّ فطرت و رفعت شأن و شرافت مكان و سماحت ذات ، و كمال صفات جنابش ، از آن زياده است كه شرذمهاى از آن در طىّ سطرى آرم ، يا از آن بحر حكمت ، در اين سفينه ، شطرى نگارم . ولى به مضمون « ما لا يدرك كلّه ، لا يترك كلّه » از محامد ذات كاملالصفاتش به همينقدر اكتفا رفت كه مشت نشانهء خروار ، و غرفه « 2 » ، نمونهء بحار است ؛ چنانكه پيوسته ، جواهر منثورهاى از آن محيط حكمت ، آويزهء گوش روزگار است . گاهى به مقتضاى وزن جبلّى و قريحهء طبيعى ، لآلى منظومهاى نيز از آن قاموس معرفت ، مرسلهء گردن ايّام و سوار ساعد اعوام مىگردد و همواره آن لآلى منظومه را به مناقب ذرارى سپهر امامت ، خاصّه ، آفتاب فلك ولايت ( ع ) ، موشّح مىآرند ، و به رباعيات فصيحه كه اركان اربعهء بنيان بلاغت است ، منتظم مىدارند . در اين اوان شرافتنشان كه پيشكاران دار الشرع مطاع لازم الاتباع ، حسب الاذن سركار شرايعمدار ، قدوة الايام ، مقتدى الانام ، به دستيارى معماران سنمارپيشه و مهندسان مجسطى انديشه ، مدرس حرم اساس گردون كرياس بر مقرّ ادريس و بيت الشرف برجيس برترى دادند و از مسجد
--> ( 1 ) - زمان ( 2 ) - قطره